ساخت وبلاگ لوازم جانبی سامسونگ لوازم جانبی اپل لوازم جانبی هواوی خرید اینترنتی محل تبلیغات شما
۸ گام مرموز تا رسیدن به موفقیت در کسب و کار

کسب و کار

۸ گام مرموز تا رسیدن به موفقیت در کسب و کار

من به تازگی فرصت و شانس ملاقات با آرون یانگ، یکی از همکاران کارآفرینم که ۳۲ سال سابقه در شغل های متعدد دارد را داشته ام. او اخیراً شرکت لافلین اسوشیت را مدیریت می کند.

آرون کیست؟

آرون در ۲۰ سال گذشته بخش قابل توجهی از زمانش را به کمک کردن به شرکت ها و مشاغل دیگر، به خصوص به کار آفرینان اختصاص داده است تا سرعت یادگیری آن ها را بیشتر کرده و از وجود موانعی که بر سر راه وجود دارد آگاهشان سازد.

به همین خاطر، او به عنوان یک گوینده کلیدی و مربی استراتژی های کسب و کار فعال و عضو دانشکده اصلی شد و در موقعیت مدیر عاملی قرار گرفت ( نحوه آشنایی من با ایشون از طریق دانشکده بود).

او با عقل و خردش یک کتاب به نام برداشتن ۲۰ قدم تا رسیدن به هدف در کسب و کار، نوشته است. بنابراین در فرصتی که برای ملاقات با ایشون پیدا کردم، در مورد این قدم ها پرسیدم تا تجربیات و خردشان در این زمینه را با من در میان بگذارند.

در این مقاله به بررسی اسراری که آقای آرون به من گفتند، می پردازیم. تیم آموزشی ماهان تیموری قصد دارد تا ۸ گام مرموز تا رسیدن به موفقیت را از زبان آرون یانگ بیان کند.

۱-ابداع و نوآوری داشته باش یا پیشرفت کن

بسیاری از کارآفرینان ابتدا از دنبال کردن ایده های نو شروع کردند، اما از نظر آقای یانگ این راحت ­ترین و موثرترین مانع در برابر تمام موانع است. درباره­ مردمی فکر کن که می­شناسی و درد هایی که آن ها می کشند و احساس می کنند. درباره ­ی مشکلی فکر کن که خودت داری، هر اندازه که این مشکل بزرگ یا کوچک باشد.

چه چیزی مشکلت را کم و یا آن را حل می کنه. چه چیزی را می توانید ابداع کنید یا پیشرفت بدهید که نیاز مشتریتا را رفع کند؟ به عنوان مثال جارو برقی دایسون را در نظر بگیرید.

این محصول در کل صنعت انقلاب کرد، نه به خاطر اینکه یک اختراع جدید است بلکه به خاطر حل کردن مشکلات پایه ای مشتریان. آن جارو برقی هرگز مکشش را از دست نمی دهد و همواره مکش دارد و با طراحی توپش به آسانی قابل استفاده است. وُیلا شرکتی با قدمت صد ساله در ایالات متحده امریکا است که درسال ۲۰۰۸ تنها، یک درصد از بازار را به خود اختصاص داده بود هم اکنون بیش از بیست درصد فروش جارو برقی در بازار را در دست دارد .

۲-بازار را تعیین و تعریف کنید

فقط یکبار ایده خوبی داشته باشید، در نظر بگیرید که مشتری کیست و بازارتان کجا خواهد بود. برای مثال یکی از دوستان نزدیک یانگ، قراردادی با انتشارات برای نوشتن یک کتاب درباره­ ی استراتژی ­های دوست یابی برای مردان نوشت.

او حدود دو سال روی این پروژه وقت گذاشت و با شگفتی و تعجب به اقای یانگ گفت، در حالی که هیچ کتابی مثل کتاب من نبوده است، اما تنها کتابی بود که روی قفسه کتاب فروشی ها ماند و به فروش نرفت؛ دلیلش این بود که مردها کتاب هایی را نمی خرند که به آن ها بگوید چطور دوست پیدا کرده و رابطه برقرار کنند.

این کتاب هیچ بازاری برای فروش نداشت و هیچ نیازی هم به این کتاب نبود. شما باید قبل از اینکه زندگی، وقت و سرمایه خود را بر روی تولید و آوردن یک محصول به بازار بگذارید، مطمئن باشید که درک کاملی از نیاز مخاطب و میزان علاقه آن ها به محصول شما وجود دارد.

۳- برنامه خود را مرتب و درست بچینید

شما برای اینکه کسب و کار را به بازار ببرید، چه چیزهایی نیاز دارید؟ کانال شما برای تحویل چیست؟ آیا شما اختراع خود را مستقیم به بازار هدایت خواهید کرد؟ آیا شما را در بازار دسته دوم و خرده فروشی به فروش می رسانید؟ به چه چیزها و چه کسانی شامل مواد، اجرا، بودجه و مهارت های بومی داخل و یا خارج نیاز دارید تا موفق شوید؟ چطور می­ خواهید تلاشتان را اندازه بگیرید تا بتوانید تعیین کنید که چگونه برنامه را تکامل دهید تا همانطور که می خواهید پیش برود؟

یک نقشه ذهنی از تمام موانعی که بر سر راهتان هست بکشید و یک لیست و برنامه زمانی از تمام اقداماتی که باید در پیش بگیرید تا پروژه را موفق نگه دارید تهیه نمایید؛ تا چیزی شما را در این میان غافل گیر نکند.

۴- دید خود را بیان کنید

من به عنوان یک سخنران و گفتگو کننده خوشحال می شوم که ببینم این اتفاق زودتر رخ می دهد. دیدت را از شرکتت شاخ و برگ بده و تصور کن چه حسی داره و چه طور می شود وقتی آن پس از یه مدتی اتفاق می افتد. از خودت این سوال ها را بپرس:

محیط کارم به چه شکل باشد؟ آیا آنجا افراد دیگری هم باشند یا فقط خودتان می مانید؟ چه جو و نگرشی در آنجا برقرار باشد؟ چه نوع مشتریانی دارید؟ آیا آن ها همه از یک ملیت، بومی و یا از تمام جهان باشند؟ چه مقدار پول به دست میاورید؟ زندگیتان چطور به نظر می رسد؟ شما وقتی می دانید برای چی و در چه جهتی حرکت می کنید، آن وقت خیلی راحت تر می شود، تلاش خود را به سمت اهدافتان هدایت کرد.

۵- به دیگران الهام ببخشید

هر وقت شما وارد یک جلسه برای ملاقات با دیگران می شوید، از طریق روش های دیجیتال و تلفنی با دیگری ارتباط برقرار کنید، آن ها را از اینکه در دید شما مناسب کدام جایگاه هستند، مطلع سازید. به آن ها یک مقدار صمیمیت و دلگرمی بدهید و کاری کنید که آن ها هم با شما صمیمی شوند و از دید و نظر آن ها برای پیشبرد اهدافتان بهره ببرید.

با آن ها همکاری کنید تا بخشی از شما شوند، بنابراین، از این که چه مقدار نیروی انسانی برای کار کردن به صورت رسمی یا قرار دادی به سمتتان می آیند، متعجب خواهید شد. اگرچه، اینکه رسمی یا نیروی قراردادی باشند مهم نیست، بلکه مهم این است که جزیی از قبیله و گروه شما محسوب شوند.

۶-افراد کلیدی که مثل پیچ و مهره برای شرکتتان هستند را بشناسید

با افراد کلیدی و با مهارت شرکت آشنا شو و با آن ها دوست باش، در عین حال تمام فوت و فن های کار را یاد بگیر و بفهم. این به شما اجازه میده فرایند را به جلو ببرید همانطور که پیش می روی و فرایند کار را منعطف تر کنید همینطور که شرکت رشد و پیشرفت می کند. به خاطر داشته باش که یکی از اهداف باید این باشد که شرکتی بسازید که تماماً یا قسمی از آن بتواند بدون شما کار کند و مدیریریت شده پیش برود. ( این یکی از اسرار آقای یانگ برای موفقیت در شرک لافین بود و همین باعث شد که او بتواند زمانی را برای همکاری و کمک به کار آفرینان دیگر اختصاص دهد.)

۷- استخدام کن اما برای هدفی بیشتر از پر کردن جاهای خالی

تمام تلاشتان را کنید و حداکثر کاری که میتوانید را انجام دهید تا افراد را برای بینش، درستی و تمام و کمال بودنشان استخدام کنید.

اگر شما احساس می کنید که استخدام کردن فردی اشتباه است سریعاً در این زمینه عمل کنید. بعضی افراد ممکن است در کنار شما تکامل پیدا و پشرفت کنند اما اگر شما به شرایط کارمندان نگاه بیاندازید، برایتان واضح می شود که در خیلی از موارد آن ها نمی توانند در کنار شما رشد کنند. شما باید بگذارید تا بروند؛ اینکار هر دوی شما احساس آزادی می کنید و کاری که دوست دارید را انجام خواهید داد.

۸- به دیگران چرا را بیاموز

شرکت ها افراد درستی را برای انجام کارهایشان استخدام می کنند اما در تربیت و آماده کردن آن ها برای شغل واقعیشان شکست می خورند، به امید اینکه آن ها خودشان در شکل و فرمت مناسب نقش ایفا کنند و به فرم مناسب در بیایند. این دستورالعملی برای به وجود آمدن بدبختی و مشکل ها است. شما نباید آن ها را برای اینکه چطور اقدامات مربوط به انجام کارشان را بردارند و کار را انجام دهند تربیت کنید، شما باید با کلمه چرا و چطور کارهای آن ها را ارزیابی کنید تا ببینید تا چه اندازه به نتایج مورد نظر شرکت وسازمان نزدیک بوده است.

نتیجه گیری

آن ها را با دقت و برنامه تربیت کنید تا از عمق، کیفیت کار ،تعهد به انجام کار و ماندن در مسیر درست خیالتان راحت باشد( به آن ها فرصت دهید تا موقعیت و نقش خود را در ارتباط با سازمان بزرگتر، بیشتر کنند).

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر 1396ساعت 18:50 توسط ماهان تیموری | | تعداد بازدید : 4